داستان جوجه تیغی _ اروین د یالوم

داستان جوجه تیغی

 داستان جوجه تیغی

یک روز سرد زمستانی،
چند جوجه‌تیغی دست و پایشان را جمع کردند و به هم نزدیک شدند تا با گرم کردن یکدیگر از سرما یخ نزنند.

ولی خیلی زود تیغ‌هایشان در تن آن دیگری فرو رفت و باعث شد از هم دور شوند.

وقتی نیاز به گرم شدن،
دوباره آنها را دور هم جمع کرد،
تیغ‌هایشان دوباره مشکل‌ساز می‌شدند

و به این ترتیب، آن‌ها میان دو مصیبت
در رفت و آمد بودند
تا آنکه فاصله‌ی مناسبی را که در آن می‌توانستند یکدیگر را تحمل کنند یافتند…

چنین است نیاز به تشکیل جامعه
که از تُهیگی و یکنواختی زندگی انسان‌ها سرچشمه میگیرد
و آنها را به سوی هم می‌کشاند
ولی ویژگی‌های ناخوشایند و زننده‌ی فراوانشان، باز از هم دورشان می‌کند.

با این حال هرکس گرمای درونی زیادی از آنِ خود داشته باشد ترجیح می‌دهد از جامعه فاصله بگیرد تا از ایجاد گرفتاری و یا تحمل آزردگی بپرهیزد…!

📗 درمان شوپنهاور – داستان جوجه تیغی
✍ اروین د یالوم

پژوهش علمی

کارشناسی ارشد حسابداری هستم و بسیار علاقه مند به IT و برنامه نویسی کامپیوتر، خصوصا مباحث مربوط به برنامه های حسابداری مانند اکسل ، در این سایت سعی می کنم نیازهای کاربردی حسابداران و دانشجویان را برآورده کنم

نوشته‌های مرتبط

قوانین ارسال دیدگاه

  • دیدگاه های فینگلیش تایید نخواهند شد.
  • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
  • از درج دیدگاه های تکراری پرهیز نمایید.
دیدگاه‌ها